اشاره : در واپسین سالهای عمر معاویه، روزگاری که زیادهخواهیهای او سایهای
سنگین از فساد و تباهی بر جامعه مسلمین انداخته بود، تولد نوزادی دختر به
نام رقیه (علیهاالسلام) شادی و شعف را به خانه گلین و ساده امام حسین
(علیهالسلام) فرا خواند و اشک شوق را مهمان نگاههای منتظر کرد و امام،
آرامش کوتاه و زودگذری در سایه خرسندی از مولود خجسته خود پیدا کرد و
لبخندی از سرور بر چهره خسته و اندوهگیناش از ظلم و جور زمانه نشاند؛
زمانهای که هتاکی به خاندان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و دشنام دادن به
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سکه رایج شده بود. تزویر و ریاکاری چنان در
بافت جامعه نفوذ کرده بود که کسی به چشمهای خود نیز اعتماد نداشت. این در
حالی بود که سنگینی زخم تمام این معضلات ریشهدار، بر قلب امام وارد
میآمد. معاویه اما، با همه فریبکاری و نیرنگی که داشت، در برابر فرشته
مرگ، بیچاره و ذلیل مینمود و آن گاه که مرگ گریبانش را گرفت، بیهیچ
مقاومتی تسلیم شد و پسر میگسار و شهوت پرست او بر اریکهای که بیست سال،
پدرش بر آن تن، و دنیا پرستان بر آن رخ ساییده بودند، تکیه زد.
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :