حضرت باقر ضیاء دیده خیرالنساء

ای ز سرو قد رعنا بر صنوبر طعنه زن | |
و ای ز ماه روی زیبا مهر را رونق شكن | |
همچو من هر كس رخ و قدّ تو بیند تا ابد | |
فارغ است از دیدن خورشید و از سرو چمن | |
گر خرامی صبحدم در طرف باغ ای گلعذار | |
غنچه از شرم دهانت هیچ نگشاید دهن | |
ای تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبری |
به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
تبلیغات 


